تبليغاتX
دلتنگ نگاهي دوباره

دلتنگ نگاهي دوباره

منو محتاج كردي


به عشق در زدن هات به آهنگ قدم هات

به گرمی نفسهات منو محتاج کردی

به روبرومنشستن به گوش دادن به حرفام

نگاه کردن تو چشمام منو محتاج کردی

به واژه های تازه تو شعر هر ترا نه

به شعری عاشقانه منو محتاج کردی

از آن روزی که ای عشق تو در قلبم نشستی

به عشقی جاودانه منو محتاج کردی


می رفتم رو به چشمه می د یدم که سرابه

می رفتم سوی بختم می دیدم خوابه خوابه

به هر کس که می گفتم چی می دونی تو از عشق

می دیدم که سوالم همیشه بی جوابه برای دل سپردن ما که غرق نیازیم

کمک کن تا بهشتو تو این دنیا بسازیم میون اهل احساس دلم در جستجو بود

مثه تو پیدا کردن برام یه آرزو بود به عشق در زدن هات
 
به آهنگ قدم هات به گرمی نفسهات

منو محتاج کردی به روبروم نشستن

به گوش دادن به حرفام نگاه کردن تو چشمام

منو محتاج کردی به واژه های تازه

تو شعر هر ترا نه به شعری عاشقانه
 
منو محتاج کردیاز آن روزی که ای عشق تو در قلبم نشستی

به عشقی جاودانه منو محتاج کردی


[ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 20:18 ] [ ghazal ] [ ]


خداوندا زیباترین لحظه ها را نصیب مادرم کن

که زیباترین لحظه هایش را به خاطر من از دست داده است .

مادرم دوستت دارم ، روزت مبارک …

روز زن و روز مادر وبه همه مامانهای دنیا ودوستهای

گلم چه مامان باشن چه دارن میشن چه میخوان بشن

وچه مامان نباشن ولی از همه مهمتر زن كه هستن

تبریك میگم

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:12 ] [ ghazal ] [ ]


بودن تو...

با بودن تو حال من اصلا خراب نیست
می خواهمت و بهتر از این انتخاب نیست

احساس می کنم که خدا قول داده است
دیگر در این جهان خبری از عذاب نیست

دیگر میان خاطره هامان ، از این به بعد
چیزی به اسم دلهره و اضطراب نیست

باور کن این خدا که خودش عاشقت کند
حتماً زیاد خشک و مقدس مآب نیست

پاشو بیا کمی بغلم کن ، ببوس، تا
باور کنم حضور تو ایندفعه خواب نیست

من را ببوس تا همه ی شهر پر شود
این اتفاق هر چه که باشد سراب نیست

دنیا سر جدایی ما شرط بسته است

اما دعای شوم کسی مستجاب نيست



گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم
گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم
گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند
گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
[ پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391 ] [ 13:22 ] [ ghazal ] [ ]


در اغوشت نگاهم دار

صدایم کن صدایم کن
صدای تو ترانه ست
نفس های تو در گوشم
کلامی عاشقانه ست
اگر از بودن و ماندن
بدون عشق دلگیرم
صدایم کن به آوازی
که من بی عشق می میرم
اگر خوابم اگر بیدار
اگر مستم اگر هشیار
صدایم کن
در آغوشت نگاهم دار
کویرم من اگر گلزار


اگر هیچم اگر بسیار
صدایم کن
در آغوشت نگاهم دار ...
[ یکشنبه دهم اردیبهشت 1391 ] [ 23:22 ] [ ghazal ] [ ]


وقتي يك دختر


وقتي يک دختر حرفي نميزند
ميليونها فکر در سرش مي گذرد



وقتي يک دختربحث نميکند
عميقا مشغول فکر کردن است



وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود



وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
يعني اصلا حال خوبي ندارد



وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي



وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي



وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
توجه تو را طلب مي کند



وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي



وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
يعني واقعا دوستت دارد




وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي



وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست
[ یکشنبه سوم اردیبهشت 1391 ] [ 22:57 ] [ ghazal ] [ ]


هواي چشمات كه بسرم ميزنه...

هوا كه بهاري ميشه دلم بدجور هوايي ميشه

به قول خودم هوا بدجور دونفره ميشه

هيچ رغبتي به بيرون رفتن هاي دست جمعي ندارم

ميشينم لب پنجره دستام زير چونم و خيره ميشم

به دورترين نقطه ي شهر...به دور دست ها

ميرم تو عالم رويا

من،اون باهم كنار هم نزديك به هم

خوشحال و لبريزاز ارامش

يهو يكي مياد و دستامونو از هم جدا ميكنه

نميذاره باهم باشيم و مارو از هم جدا ميكنه

با نقش بستن اين افكار تو ذهنم صورتم اخمو ميشه

پنجره رو ميبندم و ولو ميشم رو تخت

فكر به اينده،اينده مبهمم

به اين كه چه سختيهايي انتظارمو ميكشن

من كجاي دنيام تا كي بايد تحمل كنم

با همه اين افكار پريشان و صدتا سوال بي جواب

چشمامو ميبندم و به ياد چشماي قشنگش اشك ميريزم

چقد دلم براش تنگ شده

گوشيم زنگ خورد عين برق از جا پريدم اقايي هم عين خودم

دلش تنگ شده بود

بهش گفتم كه دلم تنگ شده گفتم كه دارم ديوونه ميشم و زدم زير گريه

ساكت شده بود هميشه ميگه وقتي تو اشك ميريزي زبونم بند مياد

بعد از اينكه خوب اروم شدم

واسم حرف زد از نقشه هاش واسه اينده و از عشقمون

مثل هميشه خوب ارومم كرده بود

گوشي رو كه قطع كردم ديگه خبري از اون

فكرا و سوالاي پوچ نبود

هنذفري رو تو گوشم گذاشتم اهنگ معين يه اهنگ خيلي قديمي

به اسم معما  (باتو هر نفس غنيمت باتو هر لحظه يه دنيا)

عاشق اين قسمتشم رفتم تو فكر

باتو هر نفس غنيمت واقعا كه چقدر راست ميگفت

من بايد قدر هر نفس با هم بودن رو بدونم

من بايد قدرشو بدونم

من بايد

بايد...

نميدونم كي خوابم برده بود كه ساعت 7 صبح با

صداي زنگ ساعت از جا پريدم

[ دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391 ] [ 20:2 ] [ ghazal ] [ ]


بیا در آغوشم


eshgh newfun ir متن عاشقانه بیا در آغوشمآرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم

آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایتآرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب  برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه
خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم
و یار همیم

[ چهارشنبه بیست و سوم فروردین 1391 ] [ 23:56 ] [ ghazal ] [ ]


سلام دوست جونيا سال نوتون تبريك

تو اين اپ از عشقم نوشتم

اگه رمز خواستين در خدمتم...


ادامه مطلب
[ سه شنبه پانزدهم فروردین 1391 ] [ 23:30 ] [ ghazal ] [ ]


قسم به پاكي عشقت دوستت دارم


روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی
با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل...

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

منو تو آغوشت بگیر،آغوش تو مقدسه...

بوسیدنت برای من،تولد یک نفسه..

عشقم همیشه یادت باشه...

آغوشتو به غیر من،به روی هیشکی وا نکن...

منو از این دلخوشیو،آرامشم جدا نکن...!!!

قسم به عشق که تا لحظه ی به تو رسیدن...

حتی لحظه ای آرام و قرار نخواهم داشت

و

دوستت دارم تا ابد

[ دوشنبه چهاردهم فروردین 1391 ] [ 23:38 ] [ ghazal ] [ ]


اخرين آپ امسال

يه سال به همين سرعت گذشت
باورم نميشه كه اينقدر زود بگذره
چه شبايي كه از خوشحالي تو پوست نميگنجيديم و چه شبهايي كه بخاطر داشتن نداشته هامون
به پهناي صورتمون اشك ريختيم...
يه سال با همه ي خوبي ها و بدي هاش گذشت و ما همچنان به سوي اينده ي
گنگ و مبهم خود پيش ميرويم
راستش من نوروز و عيد رو خيلي دوست دارم برخلاف بعضي ها كه عقيده دارن
هرسال كه ميگذره ما سنمون اضافه ميشه و ازتوانايي هامون كاسته ميشه،
به نظر من باگذشت هرسال به هدف و ايند نزديك تر ميشيم و
انگيزه ي بيشتري به زندگي پيدا ميكنيم
هرچند هرسال از سال قبل سخت تر ولي به همون اندازه صبرمون
وقدرت رويارويي بامشكلاتمون هم بيشتر ميشه قبول دارين؟؟؟؟
به هرحال عيد همه ي دوست جونيام پيشاپيش مبارك

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسیعكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR22.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی
[ شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 ] [ 16:6 ] [ ghazal ] [ ]


در انتضار وصال تو

درارزوي سرزدن افتاب وصال شب هجران را تحمل ميكنم

بيهوده نيست كه من بي تو نميشوم و تركيب تو در نام من قاعده زبان

است كه من بي تو سرگردانم...

وتو بي بي من گنگ ومنم كه تو را مينوازم كه بي من چنگ خاموشي وتويي كه به من

شور ميدمي كه بي تو سردم و سراب ساكتم

در حلقوم هر دردمندي تورا ناليده ام ودر خلوت تنهايان براي تو گريسته ام.

در همه ي دل هاي عاشق بخاطر تو تپيده ام.

وهمه ي چشم هاي خوب از دل من اشك ريخته اند

همه ي اه هاي ناكام از سينه ي من برخواسته اند در همه ي بيتاب ها غم  هاي ناشناس حسرت هاي مجهول ،جستجوهاي بي انتها،همه من بوده ام،همه تو بوده اي

عشق رادر پي ات روان كرده ام وهنوز اواره است زيبايي ها

از تو نشان ميگيرند وهنوزت نشناخته اند...كجايي اي آشناي ناشناس!

اي خويشاوند بيگانه!اي هميشه با من!بي تو بودن سخت است و غريب طاقت فرساست.

پس بيا!بيا كه دير گاهيست چشم انتظار توام.
[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 22:31 ] [ ghazal ] [ ]


دلتنگم

گاه دلتنگ می شوم دلتنگ تر از همه ی دلتنگی ها ، گوشه ای می نشینم ، و حسرت ها را میشمارم ، باختن ها و صدای شکستن ها را ، نمیدانم من کدامین امید را ناامید کردم و کدام خواهش را نشنیدم و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم...
[ شنبه سیزدهم اسفند 1390 ] [ 12:58 ] [ ghazal ] [ ]


حقايق زندگي

دقت كردين لذتي كه تو سواري بر خر شيطون هست تو سواري لامبورگني نيست؟

دقت كردين بعضي از ادمها شبيه سوراخ اول كمربندن هميشه هستن ولي هيچوقت به كار نميان؟

دقت كردين شانس يه بار درخونه ادمو ميزنه ، بدشانسي دستش رو از روي زنگ برنميداره ،بدبختي هم كه كلا كليد داره!!!

دقت كردينوقتي دعواتون با يكي تموم شد تازه جوابهاي خوب به ذهنتون ميرسه!

دقت كردين هر معلمي كه ميومد ميگفت شما بدترين كلاسي بودين كه داشتم!

دقت كردين هميشه خنده دارترين موضوعات زماني به مغزت ميرسهكه وسط مراسم ختم هستي؟

دقت كردين شيرين ترين قسمت خواب همون 5 دقيقه بعد آلارم موبايله؟

دقت كردين بزرگترين دروغ پشت تلفن چيه؟....سلام رسوندن بچه ها!

دقت كردين يكي از سخت ترين كارهاي دنيا اينه كه بخواي واسه يكي توضيح بدي دقيقا چه مرگته

دقت كردين الان تو هواي تهران با يه نفس عميق ميتونيد كل جدول مندليف رو بكشيد تو حلقتون

دقت كردين وقتي سر سفره نشستي و به يارو ميگي نمك بريز اول واسه خودش ميريزه بعد به تو ميده

تاحالا دقت كردين وقتي موبايلت زنگ ميخوره همه گوشاشون تيز ميشه ولي وقتي تلفن خونه زنگ ميخوره همه خودشونو به كر بودن ميزنن!!!

اميدوارم لذت برده باشيد

[ دوشنبه هشتم اسفند 1390 ] [ 14:29 ] [ ghazal ] [ ]


تو امدي اي عشق



تو آمدی و عشق را دوباره پیدا کردم ، آن عشق بی معنا برایم بامعنا شد و همین شد که قلبم دوباره جان گرفت…
بمان و یاری کن مرا ، تا پایان این راه همراهی کن مرا، نگذار تنها بمانم ، نگذار در این راه بی همسفر باقی بمانم
بیا و در حق دلم عاشقی کن ، بیا و برای یک بار هم که شده عشق را آنطور که هست برایم معنی کن
بس که دلم دست این و آن افتاد کهنه شد ، عمری از احساسم گذشت و پیر شد ، دیگر نه طاقت دوباره شکستن را دارم ، نه حس دوباره ساختن را….
درک کن ، میترسم ، بس که دلم زیر پاهای بی محبت دیگران افتاد و له شد ، زندگی برایم یک داستان بدون عشق شد ….
تو آمدی و باز هم فکرم درگیر شد ، دلم به لرزه افتاد و لحظات با تو بودن نفسگیر شد
به خدا دیگر طاقت ندارم ، بس که شکسته ام دیگر جایی برای غمهای تازه ندارم ، بس که خسته ام ،نفسی برای فرار از خستگی ندارم
دل بسته ام به تو و نگاهی کن به من ،شک نکن به احساسات قلب من ….
دستانم بگیر و آرامم کن ، با قلب شکسته ام مدارا کن ، اینک که با توام ، اینک که دلم را به دریای دلت زدم و محو امواج توام ، مرا با دستهای خودت غرق نکن….
همیشه باش که بی تو عذاب میکشم ، امروز از ته دل  با من باش،که بی تو همان تنها و دلشکسته دیروز میشوم
[ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 23:0 ] [ ghazal ] [ ]


تولد دوباره ي دلم

سلام دوستاي گلم

ممنون كه اومدين به خاطر يه سري شرايط مجبور شدم واسه اپم رمز بزارم اگه مايليد بخونيد بگيد تا رمزشو بهتون بگم


ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 22:40 ] [ ghazal ] [ ]


وقتي كسي رو دوس داري

وقتي كسيرو دوست داري حاضري جون فداش كني


حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی


به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی


رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی


وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه


فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه


قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی


خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی


حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم


امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم


حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو


فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو


حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی


حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی


حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات


به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات


وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری


تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری


حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره


حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره


حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر


امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر


حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی


بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی


حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی


رو دست مجنون بزنی ، با غصه هاهمخونه شی


حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن


دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس ت بدن


حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن


کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن


حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت


مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت


وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری


دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری


حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه


به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه


حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی


غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی


حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ


عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ


حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی


پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی


حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن


پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن


وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی

[ پنجشنبه بیستم بهمن 1390 ] [ 12:15 ] [ ghazal ] [ ]


دلم خيلي تنگه خيلي

 

دلم خيلي تنگه خيلي

نميتونم بگم نميدونم واسه چي دلم تنگه چرا ميدونم

واسه اوني كه حاضرم جونمو براش بدم

اوني كه با اولين نگاه عاشقش شدم و قلبم به عشقش شروع به تپيدن كرد

دلم براش تنگه

كاش ميشد تو دنيا يه نفر حرف عاشقارو ميفهميد

به كي بگم عاشق شدم كه مسخرم نكنه

به كي بگم عاشقم كه برام تاسف نخوره

به كي بگم دلتنگم كه خوردم نكنه

به كي بگم براش جون ميدم كه نگه اينا همش كشكه

به كي بگم كه منو بفهمه؟؟؟

فقط خداست كه ميتونه بفهمه چون خودش اين عشق رو تو وجود بندش گذاشته ولي چه كنم كه

خيلي دلتنگم

دلتنگ دستاش،اغوشش،نگاهش كه تموم دنيامه

بخدا قسم كه براي يك دقيقه دوياره كنارش بودن حاضرم همه چيزمو بدم

ولي افسوس كه همه يه دنيا دست به دست هم دادن

ما كنار هم نباشيم

بازهم گله نميكنم و باقلبي اكنده از اندوه ميگم

خدايا شكرت

[ چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390 ] [ 20:13 ] [ ghazal ] [ ]


هيچ جا جز اغوش تو مرا پناهي نيست

[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 14:5 ] [ ghazal ] [ ]


بالاخره تموم شدددددددددد

سلام دوستاي گلم

بالاخره تموم شدددددددددددددد

خوشحاااااااااااااااااااااااااااالم

امتحانامو ميگم

امروز اخريشو دادم و يه نفس راحت كشيدم و دوباره اومدم كه اين اپو بزارم(جمله هاشو خيلي دوس دارم)لذت ببريد






لحظه ها را گذارانديم تا به خوشبختي برسيم غافل از اينكه خوشبختي همان لحظه هايي بود كه گذشت (دكتر علي شريعتي)

 

بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانوهايت زندگي كني (رودي)

 

من تنها يك چيز ميدانم و ان اينكه هيچ نميدانم(سقراط)

 

تمام محبتت را به پاي دوست بريز نه تمام اعتقادت را(امام علي ع )

 

هميشه بدان خداوند روي خطوط كج و معوج راست و مستقيم مينويسد(برزيلي)

 

اگر ميبيني كسي به روي تو لبخند نميزند علت را در لبان فرو نشسته ي خود جستجو كن (ديل كارنگي)

 

براي اداره كردن خويش از سرت استفاده كن وبراي اداره كردن ديگران از قلبت (دالايي لاما)

 

انكه ميتواند انجام ميدهد انكه نميتواند انتقاد ميكند (جرج برنارد شاو)

 

 

نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشيبلكه فقط بايد سعي كني خسته اور نباشي(هيلزهام)

 

هيچ چيز در  زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست(باخ من)

 

ارامش زن دل انگيزيست كه در نزديكي دانايي خانه دارد(اپيكارموس)

[ چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390 ] [ 23:20 ] [ ghazal ] [ ]


سلام دوستاي گلم يه وب درست كردم و رماني كه خودم باكمك ليلا جونم نوشتيم

رو توش گذاشتم البته رمان نيس چون تعداد صفحاتش كمه

ولي خوشحال ميشم بهش سر بزنيد و اگه دوست داشتيد يا بهش علاقه اي داشتين بخونيد هرچند

به دست نوشته هاي دوستاي گلم نميرسه ميبوسمتون باي

www.ghazal201.blogfa.com

[ پنجشنبه هشتم دی 1390 ] [ 18:56 ] [ ghazal ] [ ]


چقدر دلم برايت تنگ شده

چقدر دلم برايت تنگ شده آنقدر که فقط نام زيباي تو در آن جاي مي گيرد عزيز من ، قلب من اي کاش مي شد اشک هاي طوفاني ام را قطره قطره جمع کرد تا تو در درياي غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کني اي کاش مي شد فقط يک بار فرياد بزنم دوستت دارم و تو صدايم را مي شنيدي نمي دانم چطور ، کجا و چگونه بايد به تو برسم؟ اي کاش به جاي عکس زيبايت وجود نازنينت پيش رويم بود و حرف هاي نا گفته ام را مي شنيدی به راستي که تو اولين عشق راستينم هستي شايد در گذشته هرگز اينچنين عاشق نشده بودم اما؛ حال خوب مي دانم که فقط با شنيدن نام زيبايت چشمانم بي اختيار مي بارد اي اميد آخرينم بدان که هر روز ، هر ساعت و هر لحظه به در گاه آفريدگار تو دعا مي کنم تا فقط يک بار بتوانم چشمانم را زنداني نگاهت کنم...

[ پنجشنبه یکم دی 1390 ] [ 12:16 ] [ ghazal ] [ ]


بازهم بگو دوستت دارم

بازهم بگو ودوباره بگو

که به من عشق می ورزی

وتکرار این واژه باید چون

آوای فاخته ای درآید

به یاد داشته باش که بدون آوای مدام فاخته

بهار با همه ی سبزی اش به کوه و دشت

دره وجنگل پای نمیگذارد

اري ميتواني نگاهم نکنی اما هيچگاه نميتواني جلوي چشانم را بگیری .

میتوانی بگويي دوستت ندارم اما  هرگز نميتواني بگويي دوستم نداشته باش .

میتوانی از پیشم بروی اما نمیتوانی بگويي دنبالم نیا .

پس نگاهت میکنم ، دوستت دارم ،تا ابد به دنبالت می ايم

[ شنبه نوزدهم آذر 1390 ] [ 15:11 ] [ ghazal ] [ ]


تسليت

 با قلبي اكنده از اندوه اين شعر تقديم به امام حسينم

باز طوفانی شده دریای دل

موج سر بر ساحل غم میزند
باز هم خورشید رنگ خون گرفت
بر زمین نقشی ز ماتم میزند


باز جام دیده ها لبریز شد
باز زخم سینه ها سر باز کرد
در میان ناله و اندوه و اشک
حنجرم فریادها آغاز کرد


می نویسم شرح این غم نامه را
داستان مشک و اشک و تیر را
می نویسم از سری کز عشق دوست
کرد حیران تیغه شمشیر را


گوئیا با آن همه بیگانگی
آب هم با تشنگان بیگانه بود
در میان آن همه نامردمی
اشک آب و دیده ها پیمانه بود


تیغ ناپاکان برآمد از نیام
خون پاکی دشت را سیراب کرد
خون خورشید است بر روی زمین
کآسمان تشنه را سیراب کرد


می شود خورشید را انکار کرد؟
زیر سم اسبها در خاک کرد؟
می شود آیا که نقش عشق را
از درون سینه هامان پاک کرد؟


گر نشان عشق را گم کرده ایم
در میان آتش آن خیمه هاست
گر به دنبال حقیقت میرویم
حق همینجا حق به روی نیزه هاست


گریه ها بر حال خود باید کنیم
او که خندان رفت چون آزاد شد
ما سکوت مرگباری کرده ایم
....او برای قرنها فریاد شد

بازهم در ماتم روی حسین
باز هم در سوگ آن آلاله ایم
یادتان باشد حیات عشق را
وامدار خون سرخ لال
ه ایم

[ پنجشنبه دهم آذر 1390 ] [ 13:16 ] [ ghazal ] [ ]


حرف دل...

سلام مرا كه دلگيرم و خسته را پذيرا باشيد

 

روزي ارزو ميكردم زود بزرگ بشم اما حالا دوست دارم به بچگي برگردم

نميدانم من كم طاقتم يا به راستي اينقدر زندگي سخت شده و غير قابل تحمل

به راستي كه گره اي از سر طناب زندگي را باز ميكنند و گره اي ديگر بر ته طناب ميبندند

در ميان همه ي اين ها غرق در خوشحالي هايم و غم هايم گم گشته ام

هر چه ميكنم نميتوانم خودم را پيدا كنم تنها فهميده ام كه اگر شعله ي عشق

او در وجودم بر افروخته نميشد هيچ گاه نميتوانسم با مشكلاتم كنار ايم

اگر او نبود و مرا در اين مصيبت ها ياري نميكرد چه ميكردم

ايا اگر او ديگر نباشد من بازهم ميتوانم زنده باشم؟

اري زنده ميمانم اما چون مرده اي متحرك به اجبار تن به زيستن ميدادم

نه نميخواهم از نبودم بگويم چون زيباترين واژه ها براي بودن است

چه كنم كه زبانم قادر به گفتن نيست

خسته ام خيلي خسته خسته از زندگي و هرچه مشكل در ان است

همه ي اين ها را مينويسم و بازهم فرياد سكوت هايم را در قلبم تلنبار ميشود

آه دنيا كه با ما چه ميكني...

[ پنجشنبه سوم آذر 1390 ] [ 20:55 ] [ ghazal ] [ ]


اين پست و خيلي دوس دارم عاشق اين اهنگم واسه همين متنشو گذاشتم لذت ببريد

ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار 
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا 

چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب 
چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب 

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن 
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن 

اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار 
مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار 

تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب 
مرا همخانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب 

همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود 
چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود 

ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار 
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا 

نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق 
خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق 

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن 
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن

ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار 
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا 

چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب 
چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب 

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن 
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن 

اگر خوابم اگر بیدار اگر مستم اگر هشیار 
مرا یارای بودن نیست تو یاری کن مرا ای یار 

تو ای خاتون خواب من، من تن خسته را دریاب 
مرا همخانه کن تا صبح نوازش کن مرا تا خواب 

همیشه خواب تو دیدن دلیل بودن من بود 
چراغ راه بیداری اگر بود از تو روشن بود 

ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار 
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا 

نه از دور و نه از نزدیک تو از خواب آمدی ای عشق 
خوشا خودسوزی عاشق مرا آتش زدی ای عشق 

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن 
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن

ضیافتهای عاشق را خوشا بخشش خوشا ایثار 
خوشا پیدا شدن در عشق برای گم شدن دریا 

چه دریایی میان ماست خوشا دیدار ما در خواب 
چه امیدی به این ساحل خوشا فریاد زیر آب 

خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن 
خوشا مردن خوشا از عاشقی مردن 


[ یکشنبه بیست و نهم آبان 1390 ] [ 13:7 ] [ ghazal ] [ ]


اين شعرو خودم سرودم براي تنها عشقم برام نظر بديد كه خوشتون مياد يانه ممنون

 خوشا ان لحظه هاي باتو بودن

خوشا انكه تو رادارد

خوشا ان زمين كه پا نهد چون تويي بر دلش

خوشا ان اسمان كه پايان اوج تو به اورسد

خوشا ان گلها كه تو برچيني ز بستان

خوشا هر انچه بنيادش تو باشي

خوشا ان پاكباز را كه تو تحفه اش دهي

خوشا به ان كه تو جان فزايش باشي

خوشا ان خرقه كه تن دهي بر ان 

خوشا به من خوشا به تو كه از ان هميم... 

[ چهارشنبه یازدهم آبان 1390 ] [ 20:15 ] [ ghazal ] [ ]


اين اپو خودم نوشتم لذت ببريد

  هجوم فرياد هايم را در سينه حبس ميكنم تا صداي سكوتي كه والاتر از هزاران فرياد است را نشنوي... حرف هايم را در دلم ميريزم كه با گفتنشان قلبي نشكند صدايم را ارام ميكنم كه اگر گوشه اي از قلبم شكست حرف هايم كه گله من از عالمند كسي را نيازارد حصاري دور قلبم ميكشم اول براي اينكه تو ازان رانده نشوي دوم براي اينكه هيچ كس ديگري درون ان راه نيابد... اشكهايم را بيصدا تر ازقبل ميكنم تا از من نپرسيد كه چرا ميگريم مگر نه اينكه بي دليلم انقدر دليل دارم كه اگر گويم صدها سر را به درد مي اورم وسكوتي ميكنم به ياد همه ي ارزوهايم


[ جمعه بیست و نهم مهر 1390 ] [ 0:8 ] [ ghazal ] [ ]


یه اتفاق جالب...

سيلاااااااااااااااااااااااااام دوست جونيا

يه خبر باحال

يعني يه اتفاق جالب

امروز عصر مامانم داشت ماشينو از خونه مياورد بيرون كه يهو هواش خورد به يه ماشينه

اومد پايين و كلي عذر خواهي كرد ولي مگه مرتيكه حاليش بود

ازاون مشدياي اصل بود

ماشينش هيچي نشده بود ميگف بايد خصارت بدي!

خلاصه چون مامانم و اون به توافق نميرسيدن

مرتيكه شروع كرد به دادوبيداد كه يكي بياد اينجا

همون موقع چشمش به عشقم افتاد كه در مغازش بود و همه چيزم ديده بود

گف اقا شما بيا!!!

اونم اومد و كلي طرفداري مارو كرد

و يه دعواي مفصل شد

منم كه قلبم داش وايميستاد

تا حالت مرگ رفته بودم زبونم قفل شده بود

مخصوصا وقتي عشقم داش با مامانم ميحرفيد وااااااااااااي

چه حس باحالي بود

همين تموتم...

[ شنبه بیست و سوم مهر 1390 ] [ 23:41 ] [ ghazal ] [ ]


من اومدم...

سلام دوست جونيا من اومدم

خيلي وقت بود كه ااينترنتم خراب شده بود تا امشب كه درستيدمش                

خيلي دلم واسه ي وبلاگم تنگ شده بود واسه دردودل كردن و ...

واسه همه ي دوست جونيام...

قبل از هر چيزي ورودمون به فصل دوست داشتني مدرسه ،مهر يا همون پاييز تبريك ميگم

فكر ميكردم امسال برام جذابيت بيشتري داشته باشه ولي متاسفانه مثل هر سال واقعا كسل كنندس

نظر شما چيه؟؟؟

يه مطلب ميزارم كه خودم از ته قلبم براي عشقم نوشتم اميدوارم لذت ببريد...

 

عاشق...عشق...تو

 

·        چه زيباست ان لحظه اززندگي كه شعله ي عشق دروجودت شعله ور ميشود

·        چه جاودانه است ان لحظه كه دوستت ميدارند

·        چه پايدار است اولين عشق در وجود ادمي

·        چه غم انگيز است غروب هايي كه با هواي چشمانش اشك بريزي

·        چه غوغاييس در ان شب كه ز شوق ديدنش تا سپيده ديده بر هم نگذاري

·        چه حس زيباييست ان لحظه كه عشق را نثار و دريافت ميكني

·        چه انتظار شيرينيست ان لحظه ها كه براي ديدنش جز انتظار هيچ كاري نميتوان كرد

[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 22:41 ] [ ghazal ] [ ]


سلام به همه ي دوستاي گلم اميدوارم حالتون خوب باشه

فقط ميخواستم بگم به وبلاگ جديد منم يه سري بزنيد ممنون ميشم

www.yalda0.blogfa.com

[ یکشنبه بیستم شهریور 1390 ] [ 0:3 ] [ ghazal ] [ ]